
اول بسم الله ، هنوز رو صندلی درست ننشسته میگه چی بنویسم بعد با اون چشای خوشگلش زل میزنه تو چشام ! منم در برابر زیبایی ضعف دارم ... یه کم صبر کن ...دوباره برگشته برگه رو نشونم میده میگه سفیده ! نه گوشش میشنوه نه چشمش میبینه فقط خوراک خنده اس ... گفتم الان مینویسم بهت میدم ( بدبختی خودمم هیچی ننوشته بودم ، همه چرت و پرت ) دوتا سوال که درست بود رو نوشتم پشت برگه خودم دادم به کناریم ، اون فرستاد جلو .حالا دوتا برگه داره نشسته مراقب محترمم داره میاد ... میگم بابااا ... من برگه سوال ندارم برگه اش رو بگیر بده ... ...
ادامه مطلب
از وقتی بیدار شدم خاطرات دیروز تو ذهنم رژه میره . مراقب امتحانی گنده منده و قد بلند و چش رنگی با موهای فرفری با اون اخلاق و رفتارش ...امتحان دیروز سخت بود . استاد محترم درسی نداده بود که بخواد سوال مفهومی بده . بهر حال فحش برای خودش خرید .هیشکی از سر جلسه بلند نمیشد حتی اوضاع دانشجوهایی که هم رشته ما نبودند هم ، خوب نبود که جلسه رو ترک کنند و کلاس خلوت تر بشه . نشسته بودم کنار دوستم . برگه اش باز ...
ادامه مطلب