انقدر که اخر سالی عن تو عن شد و همه چی بهم ریخت رفتیم با شبنم بیرون و تجریش گردی و سر از امید پیر سینگ دراوردیم
بیکاری من تاثیر کمی تو این بخش نداره اما سرگردونی ادمام زیاده و خسته کننده، فقط میدونم زیاد که بیام میرم و نمیمونم ، دلمو زده تغییر رفتاراش ، مقابله به مثل بچگانه اش ، دل چرکینم و شاد نیستم بگم از چشمم افتاده جمله بهتریه
پریروز تو باشگاه داشتم به این فکر میکردم یه هدف برای سال ۰۳ بذارم. بعد یهو گفتم یَک زنانگی ای از خودم بریزم بیرون که....
حالا بریم بریزیم بیرون ببینیم چی میشه
برچسب:
نویسنده: باربد زمانی