حول حالنا به ولله: ))
-
تاریخ: 1405/6/6 ساعت: 5:30
حول حالنا به ولله :)) انقدر که اخر سالی عن تو عن شد و همه چی بهم ریخت رفتیم با شبنم بیرون و تجریش گردی و سر از امید پیر سینگ دراوردیم بیکاری من تاثیر کمی تو این بخش نداره اما سرگردونی ادمام زیاده و خسته کننده، فقط میدونم زیاد که بیام میرم و نمیمونم ، دلمو زده تغییر رفتاراش ، مقابله به مثل بچگانه اش ...
تو چرا برنگشتی یا شایدم
-
تاریخ: 1405/6/6 ساعت: 5:30
اومدم تاتر ، تماشاخانه ملک جالبهکه درست اسم تاتر رو هم نمیدونم ! تشکچه گیرم اومده و البته توی عید تو خواب و بیداری گرفتمش اما چرا؟ شاعری که قراره اینجا یسری چیزا رو دکلمه کنه اسمش برام اشنا بود حتی اسم اونم نمیدونم :) اصلا چرا من اینجام؟ کوچه بالایی پیتزا پانورس هست و مطمعنم بعدش میرم اونجاحالا اصلا...
میخونه
-
تاریخ: 1405/6/6 ساعت: 5:30
میخونه... برو و دوراتو بزن ، میرم و دور نمیزنم باز میخونه : عشقی یعنی جای نفرین با دعا یادش کنیخانه اش آباد دلداری مه یارش را فروختتوچال عجیبی بود گرم و پر از شلوغی مغز و خستگی زمان آیندهش سر شده بودم خصوصا وقتی اون دادگاه اتفاق افتاد در جا زنگ زدم به تک تک مادرام و باهام همکاری کردن! میدپنی چی فهمی...
عمل
-
تاریخ: 1405/6/6 ساعت: 5:30
یکشنبه ۰۳/۷/۹ رفتم پیش دکتر اسیهعصرم پیش دکتر خودم وقت گرفته بودم ، تازه عصر سوم خاله زهرام بود. خلاصه دل رو زدم به دریا و وقت گرفتم و قرار گذاشتم به کسی هیچی نگم محمد پرسید کی عمل داری ؟گفتم سه شنبه چهارشنبه ، مامان پرسید گفتم عجله ای نیست گفت اره بذار من برو مشهد و بیام .به عسل گفتم کی تولد بگیریم...
سالی که پر از مربیگری بود
-
تاریخ: 1405/6/6 ساعت: 5:30
شهریور ۱۴۰۴ امسال مربیگری امادگی جسمانیم رو گرفتم بعد ورزش در اب و و سمینار باز آموزی مربیگری بدنسازی و توی شلوغی های دی ماه مربیگریcx.یه اسیب جدی دارم ، نمیدونم واقعا این دکتر ساوج شعر گفت که گفت اگه همین فرمون بری جلو باید سال دیگه پیچ مهره کنیم ؟دیروز مجدد فیزیوتراپی رو پیش یه دکتر دیگه ابتدا کر...
خسته کننده ترین
-
تاریخ: 1405/6/6 ساعت: 5:30
گیر داده بودم به بردن رنگ این هاشور تخمی، شب یلدا حسنی خانم رفت به مکتب و تازه فهمیدم الان موقع اش نیست دیروز ۲۱ بهمن انجامش دادم و عملا اینطوریه که واااای بعد از مدتها من .اون رنگ سیاه تخمی رفته و نمیدونم تا یک ماه اینده چقدرش میره و واقعا دلم نمیخواد ابروهام مشکی باشن. اپراتور لیزر میگفت تازه رنگ...
حل اختلاف
-
تاریخ: 1403/5/4 ساعت: 15:31
داد زد سرش که باید به حسابدارتون جایزه داد! خرید مرخصی؟ نقض صریح قانون . برو قراداتون رو بیار و مشخصا بهت نمیدناتفاقی رفتم اداره کار و گفتن که جلسه رسیدگی داریتا ببینیم چی میشهAdblock test (Why?)
میخونه...
-
تاریخ: 1403/5/4 ساعت: 15:31
برو و دوراتو بزن ، میرم و دور نمیزنم باز میخونه : عشقی یعنی جای نفرین با دعا یادش کنیخانه اش آباد دلداری مه یارش را فروختتوچال عجیبی بود گرم و پر از شلوغی مغز و خستگی فرداش سر شده بودم خصوصا وقتی اون دادگاه اتفاق افتاد در جا زنگ زدم به تک تک مادرام و باهام همکاری کردن! میدپنی چی فهمیدم ؟ متوجه شدم م...
-
تاریخ: 1403/4/19 ساعت: 22:36
تابستونم رو امسال زیاد شلوغ نکردم ، البته زیاد رو نمیدونم چی میشه تعریف کرد روزای زوج فول فولم ، روزای فرد فقط شمبل و مارال رو دارم تیر به نیمه نرسیده و خسته نیستم شاید چون باشگاه رو قطع کردم شاید هنوز مونده ، خبلی شاید وجود داره خیلی منتظر تبریکای تولدم هستم که اگه تبریکی باشه. بگم که منتظر کادو هم...
حول حالنا به ولله :))
-
تاریخ: 1403/1/20 ساعت: 19:36
انقدر که اخر سالی عن تو عن شد و همه چی بهم ریخت رفتیم با شبنم بیرون و تجریش گردی و سر از امید پیر سینگ دراوردیم بیکاری من تاثیر کمی تو این بخش نداره اما سرگردونی ادمام زیاده و خسته کننده، فقط میدونم زیاد که بیام میرم و نمیمونم ، دلمو زده تغییر رفتاراش ، مقابله به مثل بچگانه اش ، دل چرکینم و شاد نیست...
تو چرا برنگشتی یا شایدم ...
-
تاریخ: 1403/1/20 ساعت: 19:36
اومدم تاتر ، تماشاخانه ملک جالبهکه درست اسم تاتر رو هم نمیدونم ! تشکچه گیرم اومده و البته توی عید تو خواب و بیداری گرفتمش اما چرا؟ شاعری که قراره اینجا یسری چیزا رو دکلمه کنه اسمش برام اشنا بود حتی اسم اونم نمیدونم :) اصلا چرا من اینجام؟ کوچه بالایی پیتزا پانورس هست و مطمعنم بعدش میرم اونجاحالا اصلا...
خانم عرقچین
-
تاریخ: 1403/1/20 ساعت: 19:36
قراره فردا بریم قله عرقچین و از الان اومده میگه گاز ببریم ؟ من نمیدونم چرا یه نفر برای سه نفر دیگه باید صبونه بیاره؟ حالا گیرم که اصلا دادی طرف گذاشت توی کوله اش
حتی اونجا برام اروم نیست
-
تاریخ: 1402/11/24 ساعت: 13:05
میگه حست اشتباهه اما نمیتونم اشتباه بودنش رو قبول کنم. از بهم خوردن روتین ادما حالم تغییر میکنه مثلا همین اخریاون روز سحر روانی با اون مکی عنتر عکس گذاشت کرمم گرفت کامنت دادم به من گفته بودن ایشون یه عوضیه باور نکردم تا بهم ثابت شد .صبح بلند شدم دیدم نوشته اون جنده ای که...کلا فحش کافدار و جنده عین ...
خسته ام
-
تاریخ: 1402/11/24 ساعت: 13:05
گند ترین تعطیلی ها مختص منه ، برام توش ریدناون از دیشب که خاله اومد ظهرم که رضا اومدهر دو بی خبر !! مگه میشه کسی بی خبر بیاد خونه ادم ؟ خب مرتیکه گاو بگو داری کسی رو میاری. من ادم هردمبیلی نیستم اونم از شبنم یه بار میگه بریم یه بار میگه نریم هی پلن عوض میکنه و اخرشم مثل یه بار دیگه گفت ایشالا سری بع...
لال بودن خوب نبست
-
تاریخ: 1402/11/24 ساعت: 13:05
[unable to retrieve full-text content]کاش ما لال نبودیم ، کاش توی خانواده لال ها نبودم
کابوس
-
تاریخ: 1402/9/28 ساعت: 15:16
بعضی کابوسا باید تموم بشن . لازمه که عوامل رو کم کنیم . متاسفام که یکی از عوامل تویییکی اون استخر لعنتی یکی اون احمقی که سر مامان داد میزنه یکی رو نمیشه حذف کرد باید همچنان مدارا کرد روزام خسته کننده اس اما شبام وحشتناکه.بیداری راس ۴ صبح باید تموم بشهمن نمیخوام افسرده بشم Adblock test (Why?)
میرز اسماعیلی عن
-
تاریخ: 1402/9/28 ساعت: 15:16
جو گوهی شده به شدت گوه البته قبلا عن بود الان عن تو گوههدو جلسه عین تپه عن میاد و میشینه پای کلاس که چه گوهی بخوره من نمیدونم . هر وقت اون میترا موش میشه معلومه یه غلطی کرده دو سه جلسه موش بود و امروز گل میگفت و گل میشنید کی باشه که بخوره و زمین و کاش بفهمه از این عن بازیاش بودنیلی دعای خیر پشت سرشه...
چه روزگاری اسماعیل
-
تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 14:59
کل زمستون بیکار ، ماه رمضونم رفتیم بریم استخر مدیر عن معلوم نبود چش بود پاچه مون رو گرفت ، ازادگانم که کف استخر سوراخ شده اب میده و ریده. اونم از ارش که یاسری ریده!یادم نمیره اول کرونا گفت شماها حسابتون از باقی جداس حالا کلاس رو داده به اون عنتر . البته که هنوزم میگم بذار حمالی کنه اما خبذهنم اشفته ...
از میزگردی که قرار بود برگزار کنم
-
تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 14:59
با عسل حرف زدم گفت میگن شما تلوزیون دارید سینما نمیرید ؟ گفت نمیفهممشون اصلا . گفتم موافق این جریان نیستم اما واقعیتیه که هست . گفت برام غیر قابل درکه. بهش گفتم بیشتر معاشرت کن ، به اون یکی ام گفتم خیلی حرفا زدیم چرا یادم نمیاد ؟ نکنه دارم خرفت میشم ؟ولی با تمام این غرا امروز نیم ساعت باهاش حرف زدم ...
میگه ریدم بد هم ریدم
-
تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 14:59
[unable to retrieve full-text content]خب دیگه ریدی چیکارت کنم ؟ از سه شنبه اس داری پنهون کاری میکنی پنهون کاری پشت پنهون کاری الانم همه چی تمومه