بدون کپشن - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 5:28
دومین xa0روز سال نو ، بعد از صرف ناهار xa0در خدمتتون هستم . ناهار قیمه + بادمجان پر پر شده مدل گل که بسیار زیبا شد . صبحی رفتم تو حیاط ورزش کردم میخواستم دور حیاط بدووم که متاسفانه گیر و گورش زیاده . بعد صبونه رفتم xa0یه کمی یه طرف رو خلوت کردم برا فردا صبح . xa0تنهایی همچنان فشار میاره ، خیلی زیاد ...
سیزده بدر - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 5:28
برنامه بخور بخور سنگین بود ظهر زاپاتا درست کردیم و شب برا غروب دلم میخواست کاسه اش دستم باشه. بارون اومد خورشید خانم ناز کردن اما ما آشمون رو خوردیم . شب قبلش راه افتادیم سمت دماوند اما نگذاشتن بریم xa0و برگشت خوردیم کانهو چک برگشتی :))سیزده خوبی بود خوش گذشتxa0
بزغاله جان - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 5:28
دیروز اولای تمرین محمد با یه بزغاله اومد :) یه کوچولو باهاش بازی کردم و تا اخر تمرین بوی بزغاله میدادم :)از صبح تمام فرشای خونه زو جمع کردم باکه بشه طناب بزنمxa0اما نشدxa0xa0که نشد عاقبتم رفتم تو حیاط نیم ساعت دویدم ! از موفقیت هایxa0﮼ دیروز اینکه بالاخره موفق شدم هم کتاب بخونم هم سریال ببینم هم کتا...
با ما سر گران دارد - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 5:28
گفت تو ایام قرنطینه کمتر آنلاین میشه. اوکیتو ایام قرنطینه بیتوجه تر شد. اوکیایام بعد قرنطینه: دروغ چرا منتظر یه احوالپرسی ساده بودم که اونم هیچ ! یه پست گذاشته که تعدیل نیرو و فلان... چیز عجیبی نیست البته نه اینکه عجیب نباشه ادم با همه چی کم کم خو میگیره . به کم دیدن ، به کمتر دیدن و به ندیدن. xa0سخ...
خانم ماجراجو - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 5:28
بهم میگه خانم ماجراجو xa0مزخرف ترین چیزیه که تا حالا شنیدمxa0ندید بدید
با خودت قرار بزار... - تاریخ: 1399/2/7 ساعت: 5:28
با خودم قرار گذاشتم که رژیمم رو رعایت کنمxa0از امروز هر چی میخورم رو بنویسم . وزنم رفته بالا و رومخ ترین بخش داستانه . دیروز خونه مامان تو بدترین حالت نزدیک ۷۰ بود. باید برش گردونم پایین. لعنت به کرونا
کرونا - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 16:54
از جشن عروسی ای شروع شد که نرفتیم . شنبه بی اعتنا رفتیم توی اب اما از دوشنبه کم کم مردم نیومدن و فکر میکنم چهار شنبه استخر تعطیل شد . اومدیم دماوند یک هفته ای هست که اینجام تا اینکه امروز مهمون ناخونده اومد . چرا نمیفهمن قرنطینه خونگی ینی چی ؟ اونم با یه بچه کوچک . خدا رو شکر که اخرشب رفتندxa0من این...
یک دسامبر - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 16:54
از اونروز شروع شد اولش باور کردم . خیلی ترسیدم دروغ چرا ! بعد شک کردم که خب اگه میخوای بری عین عادم برو ! سخته خیلی سخت بعد اینهمه وقت هنوزم گاهی میگم ینی راست میگفت ؟
توجه - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 16:54
نوشته بود گاها برا اینکه مورد توجه قرار بگیرم بی توجهی میکنم . بهش میگم عکسش هم جواب میده ؟ فرمودند همیشه توجه دارند . از اونروز دیگه به خودم قول دادم توهم دوستی رو کم کنم . ادما توی دوستی و دوست داشتن سبک خودشون رو دارن . همه ام فکر میکنن خیلی خوبن !... به به چه هنرمندم بهرحالمنم سبکی دارم از دل بر...
کاش بفهمیم - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 16:54
دیروز خواهرشوعرهxa0xa0اینا اومدن اینجا تا ظهر اوضاعم بهتر بود از عصر نه ! ظهر خاله دلش میخواست پلو خورشت درست کنم برا داماد عزیزش منم xa0استامبولی پختم که خیلی ام نیکو . شبم سوپ منصوب به دماوند رو پختم . ال
پیتزا در قرنطینه - تاریخ: 1398/12/25 ساعت: 16:54
دیشب پیتزا درست کردیم ، آتیشی ! آتیشیاااا xa0چسبیدxa0قشنگ شد و خوشمزه ! دل برد و دل برد و دل برد اصلا بعضیا حقشونه بزار خوب آه بکشن ،xa0پست بزارن که :دلمان پیتزای هیزمی دید و هوس کرد، الان لِه شدیم نشستیم داریم سیگار و چایی می زنیم، منتظر املتیم!والا بخدا xa0تا باشه از این جگر در آوردنا :))xa0اصلا ج...
آدما عجیب میشن ، یهو ! - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 7:04
ری اکشن زنونه اش اینه که بپرسی چرا یا با یه فحش جمع و جورش کنی اما عقل میگه آروم برو جلو و دوست حتی به درد نخورش رو تو حساب پس اندازت نگه دار.xa0همه چیز از تهران دست راست در سبز شروع شد . نمیدونم چه اتفاقی می افته که کمرنگی پیش میاد اما هست . بهش گفتم برا خریدن کاپشن پر نیاز به کمک دارم گفت میدونی ک...
اخرین توچال - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 7:04
حالم خوب نبود . خان داداش عزیز گند زده بود:/به شدت گند .
بند چلچله - تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 13:54
چرخید و چرخید و چرخید تا رسید به بند چلچله . اول قرار به ایستگاه 5 توچال بود . بعد شد کلک اما وقتی قرار شد برای دختری موبایل بگیریم ترجیح دادم زود برگردم پایین و نزدیکترین جا هم بند چلچله است .xa0 امروز
بند چلچله . - تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 13:54
دیروز تولد مائده بود . عسل بادکنک گرفته بود و قرار بود زود برن مائده رو سورپرایز کنن پس من بدبخت باید زود میرفتم و برمیگشتم . از طرفی هم استاد قشنگ گفته بود برم دانشگاه .بهترین حالت بند چلچله بود . رف
روز زن - تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 13:54
شب دوتایی رفتیم بیرون . امیر شکلات و بعدم نانوچی . توی ماشین میگم یه بوس بده میگه عهههه زشته . گفتم زشت کجاس ؟ سرعتی یه بوس داد که به دل نشست . بعدش دیدم داره عقب رو نگاه میکنه و اطراف و ... گفتم چیه بوس میخوای ؟ اینبار با آرامش بیشتری بوسید
میگن پول نیست ، پول نیست ! - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 12:14
ینی میشه مام یه جایی رو پیدا کنیم ؟! نقدا رفتیم ریدیم و برگشتیمxa0 طرف رو بردیم که سمت مارو بگیره منتها اون میلیاردی جابه جا میکنه ما هزار تومنی ! 50 ما ریدیم 50 ام اون . البته احتمال یه 20 تای دیگه ام هست که 50 به 70 ریده باشه .بهر حالxa0 دیگه عنم نداریمxa0
کلکچال در مه - تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 20:16
صبح بیدار شدم رفتم کلک . نم نم بارون و مه . هوا عالی ، از عالی هم عالی تر . زیاد میزون نبودم . دیشبش زاناکس خوردم و صبح شنگول شد رفتم کوه . مریم گفت با گروه میریم فلان جا نمیای ؟ گفتم نه باید برم دماوند .xa0 کلک آروم و خلوت . رفتم بالا .با یه موبایل نیمه جون و بدون شارژxa0 کلی عکس گرفتم اونن چه عکسا...
قراره خوشتیپ بشم - تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 20:16
میگم استاد بیا یه برنامه بهم بده . کل انداختم . زیاد فرصت ندارم میگه باید از پک های حرکتی استفاده کنی : خب حالا پک ها چی هستن ؟ حواست به کمر و گردنم باشه هاا میگه کدوم مهرهات بود ؟ :5و 6 ، 2و 3 میگه چرا کل کل میکنی ؟ این حرکتا آرومش برات بی فایده اس . معمولی ام که درد میاد سراغت . اگه این حرکتا رو ا...
بخشی از خاطرات - تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 20:16
از سرک کشیدن تو زندگی مردم چه لذتی میبرن اخه ؟ دو سال اینا گیر دادن بفهمن فلانی کیه ؟! الان یه همکار قدیمی دوتا اسکرین شات از اینستای یکی فرستاده که آره ... اینا رو فلان شاگردت داده و گفته کشفش کردم و بفرستم برا تو !!!!دوتا عکس از زندگی خصوصی مردم که حالا چه نسبتی با هم دارن ! بهش گفتم الان چه دردی ...

برچسب‌های مرتبط

یکم اسفند | ناخدا یکم اسفندیار حسینی | اعتراضات یکم اسفند ۱۳۸۹ | فال یکم اسفند | فال یکم اسفند 92 | تولدم مبارک | تولدم نزدیکه | تولدم مبارک نیست | تولدت مبارک | تولدمه سلامتی پدرم