خرید بک لینک
دیروز رفتم جایگزین ریحانه . تصوری که از استخرشون داشتم این نبود خیلی شیک تر بود اما در کل 8 ،9 تا مشتری بیشتر نداشتن . چیتان و فیتانم نبود . جمعشون گرم و صمیمی و مودب .

عین استخر ما :)) همکارش میخواست بیاد سازمان فرم پرکنه

پرسید : شما فرم پرکردی و رفتی اون استخر
درست نفهمیدم چی میگه همینطوری گفتم آره
گفت همه میگن اون استخرا فقط پارتی میخواد . منم میخوام برم فرم پر کنم . شما پارتی داشتی
: من خیلی اتفاقی وارد شدم
گفت راضی هستی ؟
: خدا رو شکر
آوای دهل شنیدن از دور خوش است
#اینجا_دیونه_خونه_ست

اومده میگه شما ترم آینده میتونی سانس دوم رو هم بمونی ؟ مربیشون میخواد دو روز بره سفر صدای شاگردا در میاد .
: دانشگاه دارم نمیتونم . همینطوری ام به کلاسم دیر میرسم با استاد به مشکل میخورم . کاش زودتر گفته بودید
میفرمایند : اشکالی نداره حالا زیادم شلوغ نیست چون اسفنده
!!!!!!!!!!!
یه عده گند میزنن من برم جمع کنم ؟ *ر*بده که ر ... ی . این عتیقه هایی هست که خودت آوردی . حالا جمع کن
....

یادته ترم پیش باهام چیکار کردی ؟ گذر پوست به دباغ خونه می افته

دیگه اوضاع کاری که داغونه اما میتونم با شاگردام خوش بگذرونم و از اون یه ساعت لذت ببرم ، هااان ؟! یجوری بگو بخندم به راهه که گاها فکر میکنم خلم : )
تمرین رو توضیح دادم که اول دستت رو زیر آب بکش بعد ... نفر اول اشتباه رفت رو کردم به بقیه که گفتم اول چی مهمه ؟! مربی کلاس کناری میخنده میگه پول !
بهش میگم کو ؟؟ : )
طرف انقدر بیکاره که نشسته به حرفای من گوش میده !
واقعا ترکوندن !!

برچسب: جایگزین, نویسنده: باربد زمانی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 2:45

صفحه بندی