عسل تو خواب و بیداری گفت بالا سرش سر و صدا نکنه بلند شد رفت تو اتاق ما . میگه دایی و مامان جون برن تو اون اتاق من میخوام بازی کنم ! از روزی که اومدیم اینجا همه اش افقیه و اون موبایل دستشه ! مرتیکه عن ! بازی نکن
روز میخوابه شب نمیدونم چه گوهی میخوره
سیستم پدر عزیزم که سکوته! یه گوه تو تهران گذاشتن یکی ام دنبال خودمون اوردیم اینجا . مرده شور این سیاست احمقانه ترسوتون رو ببره که بلد نیستین به جاش داد بزنید بی عرضه ها
برچسب:
نویسنده: باربد زمانی