خرید بک لینک

ساعت ۱۰ قرارمون بود . خیابونا خلوت شدن ۹:۱۰ راه افتادم و ۹:۳۵ رسیدم

قبل من رسیده بود قبل اینکه دور بزنم و طبق معمول جلوش پارک کنم بهش✌️ نشون دادم . راه افتادیم دم سوپر مارکت گفتم پاستیل بخرم گفت منم سیگار میخوام گفتم اوکی دوتاش رو میگیرم گفت مگه من مرده باشم تو سیگار بخری

برچسب: نویسنده: باربد زمانی تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1402 ساعت: 17:32

صفحه بندی